شب را دوست دارم
تاريخ: چهارشنبه 1386/02/05 ساعت :11:25 بعد از ظهر
شب را دوست دارم بخاطر تاريکی
....تاريکی را دوست دارم بخاطر تنهايی
...تنهايی را دوست دارم بخاطر فکر کردن
...فکر کردن را دوست دارم بخاطر تو
...تو را دوست دارم بخاطر چشمانت
...چشمانت را دوست دارم
بخاطر قطرات اشکی که ميدانم بر سر مزارم خواهی ريخت
اگه می خوای بدونی چقدردوستت دارم
تاريخ: چهارشنبه 1386/02/05 ساعت :11:24 بعد از ظهر
اگه می خوای بدونی چقدردوستت دارم برو زیر بارون و
قطره های بارون و بگیر اونایی رو که می تونی بگیری
تو منو دوست داری و اونایی رو که نمی تونی بگیری من
تو رو دوست دارم
در اين دنيا
تاريخ: چهارشنبه 1386/02/05 ساعت :11:23 بعد از ظهر
در اين دنيا تک و تنها شدم من
گيا هي در دل صحرا شدم من
چو مجنوني که از مردم گريزد
شتابان در پي ليلا شدم من
چه بي ثمر مي خندم
چه بي اثر ميگريم
به ناکامي چرا رسوا شدم من
چراعاشق چرا شيدا شدم من
وقتی دلم برات تنگ می شه
تاريخ: چهارشنبه 1386/02/05 ساعت :11:23 بعد از ظهر
وقتی دلم برات تنگ می شه میرم پشت ابرها زار زار گریه می کنم پس یادت باشه هر وقت بارون دیدی بدون که دل من برات تنگ شده
افسوس
تاريخ: چهارشنبه 1386/02/05 ساعت :11:22 بعد از ظهر
افسوس ان زمان که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم
/
ان زمان که دوستمان دارند لج بازی می کنیم /بعد برای ان چه از دست رفته اه می کشیم

