تبليغاتX
حـــــــضــــــــرت عـــــــــشــــــــق

مشرق عشق
تاريخ: سه شنبه 1386/01/28 ساعت :3:39 بعد از ظهر

در مشرق عشق دشت خورشيد تويي

در باغ نگاه ياس اميد تـويـي

در بين هزار پونه آنكس كه مرا

چون روح نسيم زود فهميد تويي

 

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
سنگ قبر
تاريخ: سه شنبه 1386/01/28 ساعت :3:31 بعد از ظهر
بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود
اهل زمين نبود نمازش شكسته بود

برسنگ قبر من بنويسيد شيشه بود
تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود

چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت

عمري براي هر تيشه و تبر دسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد كل عمر

پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
کاش
تاريخ: سه شنبه 1386/01/28 ساعت :3:28 بعد از ظهر

کاش امتداد لحظه ها تکرار دوباره با توبودن بود گاه یک لبخند

آنقدر عمیق میشود که گریه میکنم گاه یک نغمه آن قدر دست

نیافتنی است که با آن زندگی میکنم گاه یک نگاه آن چنان سنگین است

که چشمانم رهایش نمیکنند گاه یک عشق آن قدر ماندگار است که

فراموشش نمیکنم

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
یاد داشته باشیم
تاريخ: سه شنبه 1386/01/28 ساعت :3:28 بعد از ظهر

یاد داشته باشیم:جان فدا کردن برای دوست چندان

مشکل نیست،پیدا کردن دوستی که ارزش جان

فدا کردن را داشته باشد مشکل است

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
چه دردیست
تاريخ: سه شنبه 1386/01/28 ساعت :3:27 بعد از ظهر

چه دردیست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها

نشستن برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود

آرام شکستن برای هر لبی شعری سرودن ولی لب های

خود همواره بستن به رسم دوستی ...دستی فشردن ولی

با هر سخن قلبی شکستن به نزد عاشقان چون سنگ

خاموش ولی در بغض خود غوغا نشستن

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
عاشقی
تاريخ: سه شنبه 1386/01/28 ساعت :3:26 بعد از ظهر

عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست تا کسی

از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست عاشقی مقدورهر

عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
اخرین بار
تاريخ: سه شنبه 1386/01/28 ساعت :3:25 بعد از ظهر

اخرین بار که اورا دیدم گردنبند صلیبی به او هدیه

کردم گفت:من که دوستت ندارم پس چرا به من

هدیه می دهی!؟ گفتم:بر سر هر گوری صلیبی

می نهند این صلیب را بر گردنت بالای قلبت بیاویز

زیرا انجا گورستان عشق من است

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
مشخصات خودم
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:55 قبل از ظهر
مهدی

          جعفری

                     اهواز

                            ۱/۸/۱۳۵۹

id yahoo               elahe_atishpare

id paltalk             elahe_atishpare

id msn     elahe_atishpare@hatmail.com

                                                                             mail

       elahe_atishpare@yahoo.com 

       fereshte.daniela@gmail.com

       aria.gostar.rahe.yaran@gmail.com

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
همیشــــــــــــــه بارانی
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:51 قبل از ظهر

چقدردوست داشتم حرفهایم را بفهمید. چقدر دوست داشتم نگاههایم را درک کنید

چقدر دلم می خواست یک نفر از من بپرسد: چرا نگاههایت انقدر غمگین است؟

... چرا لبخندهایت این قدر بی رنگ است؟ ..... اما افسوس که هیچکس نبود

و همیشه من بودم و تنهایی ام .... من و تنهایی و دفتری پر از خاطره

آری ـــــ با شما هستم

شمایی که بی تفاوت از کنارم گذشتید و حتی یک بار هم نپرسیدید

چـــــــــــــرا چشـــــــــــمهایت همیــــــــــشه بارانــــــــــــی اســــت؟

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
يک روز باراني
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:51 قبل از ظهر

يک روز باراني با تو آشنا شدم؛ رفتيم، گفتيم، خنديديم ، چقدر خوش بوديم خيس شديم! و هنوز

باران ميباريد که از هم گذشتيم؛ تو به سوئي رفتي و من به ديگر سو خيس شديم! ..... و حالا وقتي

باران مي بارد نمي دانم بخندم يا گريه کنم؟ زيرِ باران کدام خاطره را نگاه دارم و کدام را بشويم

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
هرگز
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:50 قبل از ظهر

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري*

هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي*

هرگز نگو دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي*

درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد*

هرگز به چشماني نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري*

هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه*

به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت به ديگري فکر ميکني*

قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري*

و کسي رو که دوست داري به اين آسوني ها از دست نده

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
و.........................
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:49 قبل از ظهر

سر كلاس ادبيات معلم گفت

فعل رفتن رو صرف كن

گفتم : رفتم ...رفتي ...رفت

ساكت مي شوم ، مي خندم ،

ولي خنده ام تلخ مي شود

معلم داد مي زند : خوب بعد ؟ ادامه بده

و من مي گويم : رفت ...رفت ...رفت

رفت و دلم شكست ...غم رو دلم نشست

رفت و شاديم مُرد ...شور و نشاط رو از دلم برد

رفت ...رفت ...رفت

و من مي خندم و مي گويم

خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است

كارم از گريه گذشته كه به آن مي خندم

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
وقتی
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:49 قبل از ظهر


وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم

وقتی او تمام کرد
من شروع کردم

وقتی او تمام شد
من آغاز شدم

و چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است

مثل تنها مردن

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
من نهايت هر چيز را ميخواهم
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:48 قبل از ظهر


سر و انتهای بودنيها را دوست دارم

ميخواهم آنقدر عاقل باشم که ديوانه شوم
بگونه اي که جنون نهايت عقل است

ميخواهم آنقدر خوش باشم که گريان شوم
بگونه اي که گريه عصاره ی خنده است

ميخواهم آنقدر دوست داشته باشم که عاشق شوم
بگونه اي که عشق انتهای دوستی است

اگر همه ی خواسته ها را خلاصه کنيم

ميخواهم آنقدر احساس زنده بودن نمايم که امروز مرگ را طلب کنم

مگر نه اينکه مرگ انتهای زندگيست؟!

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
مـــرد شـــرمــنــده
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:47 قبل از ظهر

زنــي مي رفــت ، مـــردي او را ديـــد و دنــبـــال او روان شــــد

زن پـرســـيــد کـــه چـــرا پـــس مـــن مي آيـــي ؟

مـــرد گــفــت : بــرتــو عاشــق شــده ام . زن گــفت : بــرمـن چـه عاشــق شــده اي ،

خـواهـر مـن از من خــوبـــتـر اســت و از پــس مـن مي آيــد ، بـرو و بـر او عاشــق شــو

مـرد از آنــجــــا بـــرگــشـــت و زنــي بــد صــورت ديــــد ،

بــســــيــار ناخــوش گرديــد و بــاز نــزد زن رفــت و گــفــت : چــرا دروغ گـــفـــتــي ؟

زن گـفــت: تــو راســت نگـفــتي. اگــرعـاشــق مــن بـودي، پــيــش ديـگــري چـرا مـي رفــتي ؟

مـــرد شـــرمــنــده شـــد و رفــــت

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
عشق
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:46 قبل از ظهر

شخصی به همسرش می گوید
"
من عاشق تو هستم و بدون تو نمی توانم زندگی کنم
اما این عشق نیست،گرسنگی است
شما نمی توانید در آن واحد هم کسی را دوست بدارید و هم بی تابانه نیازمندش باشید
عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را آزاد می گذارد تا خودش باشد
در عشق اجباری نیست
عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن
*
برای اینکه کسی یا چیزی را بدست آوری،رهایش کن

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
قانون گرم انسان
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:46 قبل از ظهر

این قانون گرم انسان هاست

كه از انگور باده مي سازند

از ذغال آتش

و از بوسه آدم ها را

اين قانون سخت انسان هاست

كه زنده بمانند

به رغم تلخي ها

به رغم خطر هاي مرگ

اين قانون ملايم انسان هاست

كه آب را به نور تبديل كنند

خواب را به واقعيت

و دشمن را به دوست...

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
سعی کن همیشه تنها باشی
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:45 قبل از ظهر

سعی کن همیشه تنها باشی

زیراتنها به دنیا آمده ای و تنها از دنیا خواهی رفت

بگذار عظمت عشق را درک کنی، زیرا آنقدر عظیم است

که تو را و هســـــــــتی تو را نابود می کند

بگذار خانه عشقت خالی از وجود کسی باشد

زیرا اگر عشق در آن منزل کند به ویرانه هایش هم رحم نمیکد

اما...اگر روزی آمد که عاشق شدی

تنها یک نفر را دوست داشته باش

بخواب، بخند و قدم بردار تنها به خاطر او

بگذار عشقی پاک،مقدس و آسمانی داشته باشی

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
سكوت
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:45 قبل از ظهر

كوچك كه بوديم چه دلهاي بزرگي داشتيم

اكنون كه بزرگيم چه دل تنگيم

كاش همان كودكي بوديم كه حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند

اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسي نمي فهمد

و دل خوش كرده ايم كه سكوت كرده ايم

سكوت پر بهتر از فرياد تو خاليست

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
عاشـــق ترين نگاهم
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:45 قبل از ظهر

عاشـــق ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم

و پارو زنان سوي تـــو فرستادم

وقتي به ساحــــل نگاه تو رسيد

چشمانت را بستي و قايقم غـــرق شد

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
دنياي ما
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:44 قبل از ظهر

دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است

اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است

اگر عاشق شدن يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
دوستت دارم
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:44 قبل از ظهر

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم
چون دنيا يه روز تموم ميشه

نميخوام بگم که مثل گلي
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه

نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس
چون شب هم بالاخره تموم ميشه

نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي
چون اب که هميشه پاک نميمونه

نميخوام بگم که دوستت دارم
چون منکه اصلا دوستت ندارم
بلکه من عاشقتم

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
در اوج دلتنگي
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:43 قبل از ظهر

در اوج دلتنگي و دل شکستگي ،در نهايت بي کسي و بغض

زماني که همه فراموشت کرده اندو محبت و دوستي را از تو

دريغ مي کنند،آن زمان که دستي نمي بيني تا به ياريت بشتابد

و شانه هاي خسته و غمگينت را پناهي باشد ،بدان که هميشه

گوش شنوايي منتظر شنيدن غصه هاي توست

آرام غصه هايت را بگو ، بغض هاي کهنه و نشکسته ات را در

حضورش بشکنو از جاري شدن اشک هاي بي بهانه ات شرم

نکن

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
دل اگر عاشق شد
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:43 قبل از ظهر

دل اگر عاشق شد

چوبش بزن

دارش بزن

زهرش بده

او را به این دیوانگی عادت نده

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
دنیا
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:43 قبل از ظهر

ســــــعي کــن هــيـــــــــچ مــــوقـع بـه کـــسي دل نـــبـنـدي

چـون ايـن دنـــيا اونـقدر کـوچـيکه ، کـه دو تـا دل کــنار هم تــوش جــا نــمي شــه

اگــه هـــم دل بــســـتي، ســعي کــن هيــچ مــوقــع از دســتــش نــدي

چــون ايــن دنـــيا اونـــــقدر بـزرگــه کـه ديـــگه نـمي تـوني پــيداش کـنـــي

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
خدايا من
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:39 قبل از ظهر

خدايا من در کلبه حقيرانه خود چيزي را دارم


که تو در عرش کبرياي خود نداري


من چون تويي دارم و


توچون خود نداري

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
خیلی خستم
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:39 قبل از ظهر
وقتی آدم بدونه داره به کسی وابسته می شه و اون کس ممکنه هر لحظه ازش خداحافظی کنه خیلی سخته شاید براش دور شدن خیلی سخت باشه ولی مجبوره ای خدا خوشحالم درد دلم رو می فهمی امروز چقدر صدات کردم احتمالا از دستم خسته شدی ولی خودت می دونی که من به جز تو کسی رو ندارم دوباره اشکام بی حیا شدن داره سرازیر می شه بابا این اشکها خجالت نمی کشن ولی خدا ببین به کجا رسیدن که خجالتم حالیشون نمی شه خدا یه چیزی بگم ... میخوام در گوشت بگم . خیلی خسته ام

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
خدا نگهدار
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:38 قبل از ظهر

 

چگونه بگویم که تا چه حد دلم تنگ است؟

شب است. شبی آرام و دلگیر

آهسته پرده را کنار می زنم

نگاهم بی درنگ از پنجره به اعماق شب می گریزد و به دنبال آشنای دوری چشمان منتظرم را وداع می گوید

می رود ولی هرگز باز نمی گردد

دلم را آهسته بر می دارم

اکنون که اینچنین در سرمای دلتنگیش می لرزد، دست سردش را در دست می گیرم و به راه می افتم

می روم؛

آری می روم تا دلم در فضای آزاد روزهای زیبای گذشته اش هوایی بخورد

خدانگهدار

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
خداوندا
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:38 قبل از ظهر

خداوندا

گویی تمام غمهای عالم چون کوه بر دلم سنگینی میکند

پریشان و بی قرار کنجی نشسته ام و به روزهای خوش گذشته افسوس می خورم

که چه زود گذشت و چرا قدرش را ندانستم .... چرا قدرش را ندانستم؟ چرا؟

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
تیر
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:37 قبل از ظهر

عشق مثل یه تیره که درست می خوره وسط قلب آدم

نه می تونی درش بیاری و نه می تونی بذاری بمونه

اگه درش بیاری می میری و اگه درش هم نیاری می میری

پس آخرش جونت رو می گیره

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
تفاوت عشق و دوستی
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:36 قبل از ظهر

عشق از دوستي سوال کرد : تفاوت من و تو در چيست ؟

دوستي پاسخ داد : من ديگران را با سلامي با هم آشنا مي کنم ولي تو با نگاهي

من آنها را با دروغ از هم جدا مي کنم ولي تو با مرگ

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
توي7 تا آسمون
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:36 قبل از ظهر

اون وقتي که فکر مي کني توي7 تا آسمون،

يه نفر رو نداري که به حرف دلت گوش کنه

يه نفر هست که واسه ديدنت ثانيه شماري ميکنه

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
بيهوده تلاش مکن
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:35 قبل از ظهر

ای آنکه روزی دلم را به بهای لبخند دروغینت فروختم؛ بیهوده تلاش می کنی؛ دیگر حتی گوشه ای از قلبم را به دنیایی نخواهم فروخت

آری با تو هستم

اشکهایم تمام آنچه از تو در قلبم بر جای مانده بود زدودند و من اکنون دیگر هیچ رد پایی از تو نمی بینم

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
براي تنهايي خودم
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:34 قبل از ظهر

آنها که از دور نگاه ميکنند مي گويند:" تو چه کم داري؟ هيچ" و من باران

اشکهايم را در ابرچشمانم پنهان ميکنم

و با لبخند پوچي به نشانه تاييد سر تکان مي دهم

اما خودم ميدانم که هر گاه درون خود را ميکاوم به يک غم بزرگ ميرسم

و آن غم نبودن توست !!! من در کنار همه تو را کم دارم

اي سپيدي بي انتهاي محبت

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
او
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:31 قبل از ظهر

او

به من گفت بیا

به من گفت بمان

به من گفت بخند

به من گفت بمیر

آمدن ، ماندم ، خندیدم ، مردم

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
انتهای زندگی
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:30 قبل از ظهر

انتهای زندگی کجاست؟

ايا انجايی نيست که غرور می شکند؟

ياجايی ست که قلب عاشق می شکند؟

قلب عاشقی که برای غرور شکست

ديگر استوار نگرديد

ولی در همان قلب شکسته

رود خروشان عشق جاريست

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
اگه يــك روز
تاريخ: پنجشنبه 1386/01/23 ساعت :0:28 قبل از ظهر

اگه يــك روز فـكـــر كــردي نــبــودن يـــه كــسي بهــتـــر از بــودنـشـــه

چشـــمات رو بـبـنـــد و اون لحـــظـه اي كـــه اون كــنـارت نباشـــه رو بــه خــاطـــر بيــــار

اگـــه چــشـمـات خـــيس شــــــد بدون داري بــه خـــودت دروغ مـي گـي و هـــنوز دوســتش داري

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
onLoad and onUnload Example